...
کسی که به دنبال عشق واقعیست
اونی که لاف عاشقی رو میزد، تنهام گذاشت با کلی نیرنگ آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطــر تو دنیارو عاشـق میکنم فقط به خاطـــر تو شب به بیابون میزنم فقط به خاطـــر تو رو دست مجنون میزنم فقط به خاطر تو تو نمیخوای بیای پیشم فقط به خاطر من من ولی سرزنش میشم فقط به خاطر تو عشقتو پنهون میکنی فقط به خاطر من من دلمو خون میکنم فقط به خاطر تو از دور تماشام میکنی فقط به خاطر من من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من رشته رو محکم میکنم فقط به خاطر تو تو خودتو گم میکنی فقط به خاطر من من خودمو گم میکنم فقط به خاطر تو شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من شب و فراموش میکنم فقط به خاطر تو تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو یه روز میشم بی آبرو فقط به خاطر تو قربونی یه جست جو فقط به خاطر تو تو هم یه روز میری سفر فقط به خاطر من خیره میشم چشام به در فقط به خاطر تو به من میگی تو دیوونه فقط به خاطر من جملت به یادم میمونه فقط به خاطر تو تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من من قلبمو ویرون میکنم فقط به خاطر تو میگی که از سنگ دلت فقط به خار من یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو میری سراغ زندگیت فقط به خاطر من من میسوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من دلم پر شکایته فقط به خاطر تو میگیری از من فاصله فقط به خاطر من دست میکشم از هر گله فقط به خاطر تو تو میگی از اینجا برو فقط به خاطر من رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو ناز میکنی برای من فقط به خاطر من من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من دل نمیتونه بگذره فقط به خاطر تو تو من و یادت نمیاد فقط به خاطر من دلم کسی رو نمیخواد فقط به خاطر تو میگذری از گذشته ها فقط به خاطر من میرم توی نوشته ها فقط به خاطر تو تو من و تنها میزاری فقط به خاطر من من خودمو جا میزارم فقط به خاطر تو دل و گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من یه عمره میکشم عذاب فقط به خاطر تو دلت شکسته میدونم فقط به خاطر من منم یه خسته میدونی فقط به خاطر تو آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو.... به نگاه خیس چشمم تو چرا دروغ گفتی برو بی وفا ترینم، تو چرا دروغ گفتی؟ به من غمگین و خسته که به راه تو نشستم تو که مهربان ترینی تو چرا دروغ گفتی؟ تو مگر قسم نخوردی که زلال و پاک باشی؟ تو چه حرمتی شکستی به خطا دروغ گفتی به زبان خنده گفتی که تو را دعا نمودم سر سجده با چه رویی به خدا دروغ گفتی؟ به من و دلم سپردی که بیایی ای مسافر تو عزیز کج خیالم چه بجا دروغ گفتی... به تو عاشقانه گفتم که تو باش سایبانم تو که لایقش نبودی همه جا دروغ گفتی.... سلام کسی که تو دلم درخشید.... سلام کسی که تو دلم درخشید من دیگه دوست ندارم ، ببخشید... از چشم من افتادی نازنینم ، دوست ندارم دیگه تو رو ببینم... اون کسی که دم میزد از حسادت.... اون کسی که دم میزد از حسادت اگه بمیرمم نمییادش عیادت...منم میخوام اتمام حجت کنم... خیال هر دومونو راحت کنم... اگه دلت همین حالا بشکنه بهتر از آوارگی های منه... من کسی میخوام که عاشق باشه... اول و آخرش شقایق باشه... من کسی رو میخوام که نیست مثل تو... پشیمونم دوست ندارم برو...پشیمونی گرچه نداره سودی ولی خوب شد که فهمیدم بدی به زودی... من کسی رو میخوام که ناز و کمکم صدام کنه مثل فرشته مریم... جواب بدی ندی دیگه تمومه... نمیدونم جواب واسه کدومه. نامه هامو از بس جواب ندادی، جواب بدب شاید بشه زیادی... شاخه نباتم که بشه واسطه، دل نمیدم دیگه به این رابطه... اما یادت باشه، اما یادت باشه که این آدما کم نبودن پیشم ولی گر شما... نیستید دیگه مثل اون روزای طلایی.. کی گفته 3 تا بخش داره جدایی؟ جدایی هر غمش هزار تا درده... دل میسوزونه مثل آذرخشه...من هر چی دوست دارم تموم شه نامه دلم میاد بازم میده ادامه...دیگه تموم شد اون همه غم و رنج وقت قرار و شوق ساعت پنج...برو... برو پیش هر کسی که دوست داری... حق نداری اسم منم بیاری... بخوای نخوای زود برو به سلامت خدا کنه بین ماها قضاوت.... مریم ***این نامه رو مریم /دوست صمیمی من/ واسه عشق 4 سالش نوشته.... تو این روزا خیانت زیاد شده...*** I ask them to take a poem and hold it up to the light, like a color slide or press an ear against its hive i say drop a mouse into a poem and watch him probe his way out or walk inside the poems room and feel the walks for a light switch i want them to waterski across the sufer of a poem waving at the authors name on the shore but all they want to do is tie the poem to a chair with rope and torture a confession out of it. they bigan beating it with a hose to find out wath it really means نمیدونم شما هم با این آقا موافقین؟؟؟؟؟ همه میگن اون اسمی که واسه وبلاگت انتخاب کردی با محتواش نمیخونه، اینم از فلسفه انتخاب اسم آیدیم و وبلاگم: عشقیست، فقط دو روز از آتش کوچکتر...اما میتواند سالها از آن بزرگتر باشد، میتواند مثل آتش خورشید باشد... میتواند مثل آتش مشعل یک آرزوی کوچک باشد.. میتواند آتش رعد و برق نگاه باشد بر دل عاشق... میتواند آتش یک آتشفشان در حال انفجار باشد... میتواند آتش دلی باشد که خاموشی ندارد... میتواند آتش آخرین کبریت یک دخترک کبریت فروش باشد!! میتواند آتش ارواح باشد.. به عبارت کاملترش: آتش ارواح عاشقان و من شاید کسی از طرف آنان باشم... شاید... رئیس عاشقان روی زمین.... میگه "امشبم حالم خوب نیست" .... من واست نگرانم.... راستی یه جا خوندم که کسی میگه عشق پاک دیگه نیست... بهش ثابت کنین عشق هنوز پاکه...
![]()
![]()
بهتره که نپرسی علتش رو، چونکه خودت ندادی فرصتش رو... بهتره این نامه ی آخر باشه فکر کنم این واسه ما بهتر باشه... من واسه اون کسی که دوست ندارم نمیتونم شاخه ی گل
بیارم. بین تو و اون روزا کلی فرقه تو آسمونت پر رعد و برقه... نه مهربونی نه واسم میخندی هر دری رو من میزنم میبندی... کو اون همه شعرای عاشقونه؟ کی بود بهم میگفت سلام بهونه... نه... نه صحبت از سلام بهونه ای نیست... پرنده اینجاست ولی دونه ای نیست...خواستی فقط صاحب یک قفس شی؟ بری و با دیگری هم نفس شی؟ خواستی بگی میشه تو دام بیوفتم؟ بعدش بگی : دیدی بهت نگفتم....![]()
مثل همون روزای آشنایی نه مثل حالا نه مثل رهایی.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتی داشتم تو سایت های مختلف میگشتم یه شعر از بیلی کالینز
و تفکراتی که در مورد شعر داشت دیدم... میگفت هیچ وقت نگین منظور از شعر چیه یا انگیزه ی شاعر در مورد نوشتنش چی بوده... میگفت بهتره با شعر همراه شین... بزارین شما رو هر جا میخواد ببره... حتی به نا کجا آباد... نمیدونم شاید راست بگه...
واستون شعر و مینویسم:
![]()
![]()
... میتواند آتشی باشد که ریشه های یک زندگی را سوزانده و خاکستر میکند... میتواند آتش عشقی باشد که جانت را میسوزاند... میتواند آتش.... میتواند..... میتواند...![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



