تبليغاتX
...


...

کسی که به دنبال عشق واقعیست

من از دست تو ای دلبر پریشان میشوم آخر

و میدانم ز عشق خود، پشیمان میشوم آخر

تو با دل سنگی ات حرف مرا هرگز نفهمیدی

تو رفتی از کنارم بی تو ویران میشوم آخر

به دست باد بی رحمی، شکستی شیشه ی دل را

ز داغ تو اسیر دست طوفان میشوم آخر

چو مجنون جان دهم در راهت ای لیلای مغرورم!

و یا آواره ی کوه و بیابان میشوم آخر

ندارم طاقت دوری، خودت این قصه می دانی

که در هجرت سراپا اشکباران میشوم آخر

خـــــــــــــــــــــــــــــــــوب بـــــــــــــــــــــیــــــد؟!!
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 12:18 توسط لیلا| |

نمیدانم که ای

نمیدانم چه ای

همین که آوازت

شب را نیلی میکند

 کافیست

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 17:44 توسط لیلا| |

دلم برای بی کسی هایم میگرید...
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 12:32 توسط لیلا| |

همه به من پی ام دادن میگن تو بچه ای چون نمیدونی عشق یعنی چی! اینجوری جوابشونو میدم:

گفتی به احترام دل باران باش

باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او را بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن

من همچو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

گفتی که به یاد لحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم(اما اینگار الان، منم که دارم از دوری مجنون مینالم!)

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز

گل دادم و با ترنّمت روییدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر

از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافیست

معنای لطیف عشق را فهمیدم

 

وقتی این و مینویسم، میگن خیلی بچه گانه بود...

کشتم خودمو از بس فکر کردم که واقعا عشق چیه که در آخر، دیشب در اوج تنهایی فهمیدم که عشق یعنی:

در کمال بی کسی حس کنی که با کسی هم نفسی

شما چی فکر میکنین؟

یعنی اینم بچه گانست؟

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 11:19 توسط لیلا| |


Design By : Night Skin